آنفلوانزای خوک
بنام خدا
بیماری توسط ویروس سویه H1N1 از سروتایپ A که شبیه ویروسهایی که تاکنون شناخته شده نیست و گزارشات مبنی برآزمایشگاهی بودن ویروس است؛ ایجاد می شود.
شیوع بیماری ابتدا در کالیفرنیا و تگزاس و سپس در مکزیک گزارش شده است. و تاکنون بیش از 1000 نفر مبتلا در کشورهای آمریکا، مکزیک، کانادا و آخرین گزارش هم 1 مورد ابتلا در اسپانیا را تأیید کرده است.
آخرین اخبار حاکی از آن است که در امروز 40 مورد بیمار در امریکا شناخته شده که هیچکدام نمرده اند. در مکزیک 26 مورد ابتلا به ویروس مشابه گزارش شده که 7 نفر مرده اند. 6 مورد ابتلا در کانادا گزارش شده و هیچیک نمرده اند. و تاکنون 1 مورد ابتلا در اسپانیا گزارش شده بدون اینکه مرده باشد.
از ویژگیهای این ویروس این است که تاکنون در خوک و انسان مشاهده نشده است و به داروهای آمانتادین و ریمانتادین مقاوم است. و بدن انسان توانایی ایجاد مقاومت در برابر آنرا ندارد اما خوشبختانه با کمک آنتی بادیهای مونونوکلئال می توان بیماران را درمان نمود.
تسهیلات بانکی
بنام خدا
به اطلاع کلیه همکاران دامپزشک شاغل در بخش غیر دولتی میرساند جهت آگاهی و ثبت نام و برای برخورداری از وامها و تسهیلات بانکی اداره کل دامپزشکی استان به شبکه دامپزشکی کنگاور مراجعه نمایید و یا با تلفن ۲۲۲۲۰۰۴ تماس بگیرید.
بیماری بروسلوز
بنام خدا
گردآوري و تاليف: دكتر مهدي شمس
مقدمه :
بروسلوز يا تب مالت يا سقطجنين واگير از جمله بيمارهاي مشترك انسان و دام است كه توسط باكتريهاي خانواده بروسلا ايجاد ميشود. اين باكتري براي اولينبار توسط يك دامپزشك دانماركي به نام برنارد بانگ كشف گرديد.
ميكروبهاي خانواده بروسلا قادرند كه اكثر موجودات زنده مثل انسان، گاو، گوسفند، بز، اسب، سگ و… را مبتلا كنند. از جمله سويههاي مهم اين با كمتري ميتوان به بروسلا آبورتوس كه گاو را بيمار ميكند،ب روسلا ميلتنسيس كه باعث بيماري در گوسفند و بز ماده ميشود، بروسلا اوويس كه قوچها را بيمار ميكند و بروسلاكنيس كه باعث بيماري در سگ ميشود اشاره كرد.
اين بيماري انتشار جهاني دارد و بدون شك بعلت انتشار تقريباً جهاني گاو بروسلا ابورتوس منتشرترين عضو از خانواده بروسلاها و باعث خسارات اقتصادي زياد به دامداران و تهديد سلامتي جوامع انساني ميباشد (1). به همين دليل در اين نشريه بيشتر به شرح اين ميكروب پرداخته خواهد شد.
راههاي دچار شدن گاو به بيماري :
ميكروب بروسلا ابورتوس اكثراً از طريق دماي يعني در اثر تغذيه مواد غذايي و آب آلوده به ميكروب (1) و يا ليسيدن جنين سقط شده و يا جفت آلوده و تشريحات تناسلي آلوده گاوهاي بيماري كه در عمل وجود دارند به گاوهاي سالم منتقل ميشود (2).
البته بدليل اينكه اين ميكروب قدرت تهاجمي بالايي دارد قادر است از طريق نفوذ به پردههاي مخاطي بيني و گلو، چشم، دستگاه تناسلي و ادراري، مجراي سر پستان، بافت پستاني، پوست خراشيده و يا زخم شده و حتي پوست سالم باعث بيماري دام شود (1).
علائم بيماري در گاو :
مهمترين علامت بيماري بروسلوز در گاو ماده سقطجنين در ماههاي پنجم آبستني به بعد است كه اكثراً سقطجنين همراه جفت ماندگي خواهد بود جنين سقط شده و ترشحات رحمي حاوي تعداد زيادي ميكروب ميباشد كه از اين طريق ساير دامهاي دامداري را آلوده ميكند (2). ممكن است چند گوساله نيز زنده متولد شوند ولي اين گوسالهها خيلي ضعيف هستند و ممكن است بعداً به اسهال سفيد مبتلا شوند (2).
به هر حال دام ماده بيمار بندرت بيش از يكبار سقط ميكند و در آبستني بعدي معمولاً گوسالة ظاهراً سالمي را متولد خواهد كرد؛ ولي بايد توجه داشت كه دامهاي مبتلا به بروسلوز حتماً به بيماري «ورمپستان» ناشي از بروسلا مبتلا خواهند شد و در سرتاسر دوره شيردهي بطور متناوب يا دائم تعداد زيادي ميكروب را از راه شير دفع مينمايند و شير آنها نيز سالم به نظر ميرسد و اگر اين شير بهصورت خام توسط انسان مصرف شود يا براي تغذيه گوسالهها استفاده شود باعث بيماري خواهد شد/(7).
پردههاي جنيني (جفت) دام مادهاي كه سقط كرده داراي علائمي ميباشد كه ميتواند ما را در شناخت سريع بيماري ياري كند؛ جفت دام سقط كرده معمولاً براحتي دفع نميشود و نياز به استفاده از دارو (اكسيتوسين به ميزان 50 واحد و يا كلوپروستنول سديم به ميزان 2 ميليليتر هر 8 ساعت يك تزريق به مدت 24 ساعت) دارد/(//). جفت معمولاً متورم بوده و از حالت طبيعي كمي تيرهتر به نظر ميرسد و ظاهري شبيه چرم پيدا ميكند/(11).
بيماري بروسلوز در گاو نر باعث تورم قسمتهايي از دستگاه تناسلي مانند اپيديديم (مخزن جمعآوري مني در بيضه) ميشود كه ميتواند بهوسيله جفتگيري دام ماده را نيز آلوده كند/(9).
بيماري بروسلوز در اسب :
اكثراً بيماري بروسلوز در اسب به وسيلة همان ميكروبي كه عامل بيماري گاو ميباشد (بروسلا آبورتوس) ايجاد ميشود وليكن ساير بروسلاها نيز قادرند در اسب بيماري ايجاد كنند، اكثراً اسبها بدليل تماس با گاوهاي آلوده به بيماري مبتلا ميشوند و علائم بيماري را از خود بروز ميدهند. علائم بيماري بروسلوز در اسب شامل تورم كيسههاي مفصلي مثل تورم و بزرگي مفاصل زانو و بخلق، عضلات است، در اسب مفاصل بيشتر از سيستم تناسلي- ادراري يا بافتهاي بدن جنين از بيماري آسيب ميبيند وليكن سقطجنين نيز به علت بروسلوز در اسب ايجاد ميشود. باكتري بروسلوز قادر است به تنهايي يا همراه ساير باكتريها باعث زخم در قسمت بالاي شانهها (جدوگاه) شود.
بيماري بروسلوز در سگ :
باكتري بروسلا آبورتوس كه در گاو بيماري ايجاد ميكند ميتواند باعث بيماري در سگها نيز بشود. بيماري در سگ از طريق مصرف شير، پردههاي جفت يا جنين دامهاي آلوده به ميكروب بروسلوز ايجاد ميشود و سگ مبتلا به بروسلوز ميتواند بيماري را به ساير دامها منتقل كند خيلي بندرت علائم بيماري بروسلوز در سگ تظاهر ميابد وليكن در برخي از سگها ممكن است سقطجنين اتفاق بيفتد معمولاً سگهاي مادة آبستن حساستر از سگهاي نر ميباشند و ميتوانند ميكروب را از طريق ادرار، مدفوع و ترشحات رحمي منتشر كنند و باعث آلودگي ساير دامها بشود/(9).
بيماري بروسلوز در گوسفند و بز :
باكتري بروسلا مليتنسيس باعث بيماري در گوسفند و بز ماده ميشود و بروسلا اوويس قوچها را بيمار ميكند كه اگر اين ميكروبها به انسانها منتقل شود باعث بيماري شديد (شديدترين حالت تب مالت) شد كه ميتواند ماهها و سالها ادامه داشته باشد، اين باكتري براي اولينبار در طحال سه باز جواني كه در اثر عفونت در جزيره مالت انگلستان تلف شده بود در سال 1887 كشف شد/(6).
در هر منطقهاي از جهان كه پرورش گوسفند و بز رايج است بيماري ناشي از بروسلا مليتنسيس در انسان و حيوان متداول است و بويژه در كشورهاي در حال توسعه اين بيماري شيوع بيشتري دارد و بيماري حاصل از بروسلا مليتنسيس بسيار خطرناكتر و كشندهتر از بروسلا آبورتوس است اكثر عفونتها از طريق مصرف شيرخام يا پنير تهيه شده از شير غيرپاستوريزه گوسفند و بز ايجاد ميگردد ولي در بسياري از نواحي كه گوسفند و بز در كنار گاو پرورش داده ميشوند يا از مراتع و چراگاههاي مشترك استفاده ميكنند انتقال اين ميكروب توسط گاو نيز ممكن است صورت بگيرد (5).
بروسلا مليتنسيس (و ديگر گونههاي بروسلا) نسبت به نور مستقيم خورشيد بسيار حساسند وليكن در بافتهاي بدن حيوان و در شرايط طبيعي بخوبي زنده ميمانند در بافتهاي جفت و جنين براي مدت 6 ماه زنده ميماند و در خاك خشك و دور از نور خورشيد 2-3 ماه زنده ميماند اين ميكروب در آب، شير، ادرار و ديگر ترشحاتي كه بطور يخ زده نگهداري شوند قادر است تا دو سال و يا بيشتر زنده بماند.
اساساً بروسلوز بيماري حيوانات بوده وليكن اغلب به انسان انتقال ميابد هركدام از گونههاي بروسلا ميزبانهاي مخصوص خود را دارند مثلاً بروسلا آبورتوس مخصوص گاو است و بروسلاكنيس مخصوص سگ و بروسلا مليتنسيس مخصوص گوسفند و بز است ولي اين گونهها قادرند در ديگر حيوانات نيز بيماري را ايجاد كنند.
معمولاً بروسلا از طريق دهاني بز و گوسفند را آلوده ميسازد و حيوانات بيمار نيز ميكروب را از طريق شير، ادرار و ترشحات رحمي خود دفع ميكنند. قطرات معلق ميكروب در هوا متغير به ايجاد بيماري از طريق تنفسي يا چشمي ميشود. انتقال بيماري از گوسفند به بز از طريق دستهاي آلوده شخص شيردوش ممكن است اتفاق بيفتد. بزهاي ماده قادرند ميكروب را از طريق داخل رحم يا مصرف شير پس از تولد به بزغاله منتقل نمايند (7).
معمولاً عفونت در دستگاه تناسلي حيوانات نر جاي گرفته و ميتواند از طريق جفتگيري به ساير دامها منتقل شود.
معمولاً تعيين لحظه دقيق شروع بيماري پس از ورود ميكروب به بدن مشكل بوده و طول دوره كمون (زماني كه ميكروب وارد بدن شد تا زماني كه علائم بيماري ظاهر ميشود) در مورد گوسفند و بز كاملاً مشخص نيست و بين 30 روز تا چند ماه متغير است. اين بيماري قادر است در موارد نادري حيوان را از پاي درآورد ولي اگر حيوان از بيماري جان سالم به در ببرد ميكروب در طحال، كبد، رحم و غدد لنفاوي براي مدت چندين سال جاي گرفته و به بروسلوز مزمن تبديل خواهد شد، در طي عفونت مزمن ممكن است ميكروب به مدت چندين سال از طريق ادرار، شير و ترشحات رحمي دفع گردد و باعث گسترش آلودگي شود.
بعد از شيوع و گسترش عفونت بروسلا در گلة بز يا گوسفند، سقطجنينهاي متعدد و كاهش ميزان باروري ايجاد ميشود. سقطجنين شايد فقط يكبار براي گوسفند يا بز اتفاق بيفتد وليكن ممكن است بيماري مزمن شده و به مدت چندين سال با يا بدون علامت دوام داشته باشد و از اين طريق ساير دامهاي گله را نيز آلوده كند (8).
سقطجنينها و تورم پستان با علائمي ديگر كه در همة حيوانات متفاوت است همراهي ميشود التهاب مفاصل، كاهش وزن، ضعف و سستي، التهاب زير همراه سرفههاي خشك و كوتاه متداولترين نشانيهاي بيماري به حساب ميآيند.
اكثر سقطجنينها در چهارمين ماه آبستني اتفاق ميافتد ولي اين موضوع عموميت نداشته و ممكن است سقطجنين در هر زماني در طول دوره آبستني اتفاق بيفتد، برخي از حيوانات آلوده چندينبار سقط ميكنند درحاليكه برخي ديگر هرگز سقط نميكنند. معمولاً بزغالهها يا برههايي كه در رحم مادر يا بعد از تولد به ميكروب آلوده شدهاند قبل از بلوغ بطور خودبخودي بهبود ميابند/(1) ولي گاهي اوقات نيز براي مدتي طولاني مبتلا به بيماري باقي ميمانند عموماً اينگونه به نظر ميرسد كه برهها و بزغالهها نسبت به ميكروب از گوسفندها و بزها نسبت به بيماري مقاومترند/(11).
بروسلوز گوسفند و بز كاملاً شبيه به هم است هر چند كه بهبودي در گوسفند سريعتر از بز اتفاق ميافتد و ميزان سقطجنين نيز در گوسفند كمتر از بز است. گوسفندان آلوده از طريق شير، ادرار و ترشحات رحمي ميكروب را دفع نموده و در تمامي سنين به ميكروب حساس ميباشند/(9).
انتقال ميكروب بروسلا مليتنسيس به انسان اكثراً از طريق مصرف شيرخام، پنير يا گوشت حيوانات آلوده صورت ميگيرد ولي گاهي اوقات ممكن است انتقال بيماري از طريق سبزيجات يا آب آلوده به ترشحات حيوانات، ايجاد گردد. تماس مستقيم با حيوانات آلوده يا مواد دفعي آنها منجر به انتقال بيماري از طريق چشمي و يا تنفسي (بويژه زماني كه تماس با مواد بشدت آلودهاي مثل ترشحات رحمي، جنين، جفت و لاشة حيوانات آلوده وجود داشته باشد) خواهد شد/(10).
براي كنترل بروسلوز در بز و گوسفند نياز به آزمايشات مرتب و دورهاي ميباشد كه توسط مسئولين دامپزشكي صورت ميگيرد، در اكثر نواحي ايران گوسفند بعنوان حيوان اصلي براي توليد گوشت پرورش ميابد و به دليل انتقال گوسفندان در فصول مختلف سال از منطقهاي به منطقة ديگر در كشور كار كنترل بروسلوز با مشكل مواجه ميشود. عموماً سيستمهاي مديريتي پرورش گوسفند و بز در كشور قديمي بوده و نقايص زيادي در شرايط بهداشتي نگهداري گوسفند و بز وجود دارد. استفاده از چراگاههاي مشترك و ورود حيوانات آلوده به گله، گسترش بيماري را بيشتر ميكند و در چنين شرايطي كاربرد اقدامات كافي پيشگيري مثل جداسازي حيوانات سقط كرده و جنينهاي سقط شده و تميز و ضدعفوني كردن محل لازم ميباشد. مشخص است كه واكسيناسيون مهمترين وسيله كنترل بروسلوز در بز و گوسفند در چنين نواحي خواهد بود.
پيشگيري و كنترل بيماري :
با توجه به اينكه بيماري بروسلوز يك بيماري خطرناك مشترك بين انسان و دام است اكثر كشورهاي جهان سعي در ريشهكني كامل اين بيماري دارند و براي رسيدن به اين هدف از روش «تست و كشتار» براي دامهاي آلوده به بيماري و استفاده از واكسن براي پيشگيري از بيماري استفاده ميكنند. ولي برنامههاي فوق به تنهايي براي مبارزه با بيماري كافي نيستند و براي پيشگيري و كنترل بهتر اين بيماري بايد روشهاي مديريتي قويتري از سوي دامدار اتخاذ شود و ما در اين نشريه سعي داريم تا شما را با اين روشها آشنا كنيم.
پ- از تلقيح مصنوعي استفاده كنيد :
بدليل اينكه ميكروب بروسلوز بيشتر در اعضاي تناسلي (مثل بيضه در گاو نر و رحم و تخمدانها در گاو ماده) جاي ميگيرد اگر در برنامههاي باروري گله خود از گاو نر استفاده كنيد گاو نر قادر است به دو طريق گاوهاي ماده را به بيماري مبتلا كند؛ اوّل اينكه اگر خود گاو نر مبتلا به بروسلوز باشد با توجه به اينكه گاو نر ميتواند ميكروب را از طريق مني دفع نمايد، تمام گاوهاي مادهاي را كه با آنها جفتگيري ميكند را آلوده خواهد كرد. دوّم اينكه اگر در بين گاوهاي ماده گاوي حضور داشته باشد كه به بيماري مبتلا باشد و گاو نر با آن جفتگيري كند، گاو نر در اثر اين جفتگيري به بيماري مبتلا خواهد شد و به اين ترتيب ساير گاوهاي ماده را نيز مبتلا خواهد كرد.
ولي اگر در برنامهاي باروري گله خود از تلقيح مصنوعي استفاده كنيد با توجه به اينكه در مراكز تهيه اسپرم (مني) از گاو نر، گاو نر هميشه از لحاظ آلودگي به بروسلوز و ديگر بيماريها آزمايش ميشود امكان آلودگي دامهاي ماده از طريق مني آلوده به ميكروب بروسلوز از بين خواهد رفت.
2- واكسيناسيون (مايهكوبي) :
امروزه در تمام جهان براي پيشگيري از بيماري بروسلوز از واكسن (S19) استفاده ميشود، در ايران نيز اين واكسن توسط مسئولين دامپزشكي كشور بصورت رايگان براي تمام گوسالههاي ماده تزريق ميشود (12).
بهترين سن براي انجام واكسيناسيون بين سنين سه تا شش ماهگي است وليكن تا يكسالگي نيز ميتوان واكسن را تزريق كرد. اين واكسن فقط براي گوسالههاي ماده تزريق ميشود و براي گوسالههاي نر واكسيناسيون توصيه نميشود چون واكسن در گاوهاي نر قادر به جلوگيري از بيماري نخواهد بود و نيز گاهي ممكن است باعث تورم بيضه شود (2 و 3).
اگر چه فقط يكبار واكسيناسيون براي گوسالههاي ماده سه تا شش ماهه براي تمام عمر گاو كافي به نظر ميرسد ولي اگر شما در منطقهاي هستيد كه ميزان آلودگي به بروسلوز زياد است ميتوانيد با مشورت با دامپزشكي مربوطه گاوهاي پير را نيز يكبار ديگر واكسينه كنيد ولي بايد يادآور شد كه واكسيناسيون هرگز قادر نيست كه عفونت گله را به طور كامل از بين ببرد/(1 و2). اگرچه حيوانات واكسينه شده نيز ممكن است آلوده شوند وليكن معمولاً علائم درمانگاهي بروسلوز (مانند سقطجنين و ورم پستان بروسلايي) تخفيف ميابد (1).
در گلههاي واكسينه شده سقطجنين كمتر متداول است و اغلب تعداد ميكروبهاي دفع شده از راه شير و ترشحات رحمي كاهش ميابد و به اين ترتيب انتشار عفونت در گله كند ميشود. همچنين مقاومت بيشتر نسبت به استقرار ميكروب در بين گاوهاي واكسينه شده به افزايش دوره كمون بيماري (فاصلهاي كه ميكروب وارد بدن شده تا زماني كه دام علائم درمانگاهي را بروز ميدهد) منجر ميشود.
به دليل اينكه گاهي اين واكسن سبب عفونت خون، بيماري باليني و گاهي مرگ ميشود بايد از واكسيناسيون گوسالههايي كه دچار استرس هستند (مانند استرس دوره از شيرگيري و يا استرس حملونقل) اجتناب شود (2).
همچنين بايد از تجويز اين واكسن همزمان با ساير واكسنها مثل شاربن پرهيز كرد (4).
3- همكاري كامل با مسئولين دامپزشكي :
عزيزان دامدار بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه تنها زماني يك گاو از طرف مسئولين دامپزشكي به عنوان بيمار مبتلا به بروسلوز (راكتور) معرفي ميشود كه آزمايشات كامل در مورد آن صورت گرفته باشد و اگر يك يا چند گاو شما از طرف مسئولين دامپزشكي به عنوان بيمار معرفي شد هرگز با نظر ايشان مخالفت نكنيد و هرچه سريعتر دام بيمار را به كشتارگاه ارسال كنيد و به ياد داشته باشيد كه هرچه دام بيمار مدت زمان بيشتري در كنار دامهاي سالم حضور داشته باشد احتمال آلوده شدن دامهاي سالم بيشتر خواهد بود و ضررهاي اقتصادي اين بيماري (مثل سقطجنين و مبتلا شدن خودتان و ديگر كاركنان دامداري به تب مالت) به شخص شما باز خواهد گشت.
4- زمان زايمان دامها را پيشبيني كنيد :
طول دوره آبستني در گاوها از 276 تا 295 روز متغير است (4). اگر زمان تلقيح (آبستن شدن) دامها را هميشه ثبت كنيد زمان زايمان را نيز ميتوانيد پيشبيني كنيد؛ بدينترتيب اگر گوسالهاي قبل از روز 271 آبستني متولد شد بايد سقطجنين به حساب بياوريد (2) هرچند كه ممكن است گوساله ظاهراً سالم باشد ولي حتماً در هنگام مشاهده چنين حالتي (زايمان قبل از روز 271 آبستني) گاو زايمان كرده را به همراه گوسالهاش از بقيه گاوها جدا كنيد و ترشحات زايماني و خون حاصل از زايمان را حتماً از محل دامداري دور كنيد و اقدامات بهداشتي لازم را در مورد آن انجام دهيد؛ بهترين اقدام در مورد جفت گاو زايمان كرد و ترشحات زايماني و حتي گوسالهاي كه سقط شده (در صورتي كه برده به دنيا بيايد) سوزاندن ميباشد و محلي را كه دام زايمان كرده حتماً بايستي با مواد ضدعفونيكننده مناسب و به اندازه كافي كاملاً تميز كرد (از جمله ضدعفونيكنندههاي قابل توصيه ميتوان به الكلها، آلدئيدها، كلر، كلر هگزيدين، يدوفورها، جانشينهاي فنلها و تركيبات آمونيوم چهارتايي اشاره كرد) يا اينكه بهوسيله شعلهافكن محل آلوده را به مدت ده دقيقه سوزاند تا هيچگونه ميكروبي در محل زنده نماند كه باعث آلودگي ساير گاوها شود.
مسئله مهم ديگري كه بايد به آن توجه نمود اين است كه پس از جدا كردن گاوي كه سقط كرده يا قبل از روز 271 آبستني زايمان كرده، از مسئولين دامپزشكي منطقه خود درخواست كنيد كه دام شما را مورد آزمايش قرار دهند و مسئولين دامپزشكي نيز پس از خونگيري از دام مشكوك به بيماري و ارسال آن به آزمايشگاه پاسخ خود را مبني بر بيمار يا سالم بودن دام از لحاظ بيماري بروسلوز در مدت حداكثر يك هفته اعلام ميكنند و بهتر است در اين مدت شير گاو مشكوك به بروسلوز دور ريخته شود ولي اگر دام شما شير زيادي توليد ميكند و شما نيز تمايل داريد از شيرگاو مشكوك به بروسلوز استفاده كنيد توصيه ما اين است كه اين شير را با شير بقيه دامها مخلوط نكنيد و يا به مصرف گوسالهها نرسانيد و يا آنرا به بازار عرضه نكنيد چون ممكن است بدينترتيب باعث انتشار آلودگي شويد يكي از راههاي عملي در مورد مصرف شير گاو مشكوك به بروسلوز اين است كه شير را به مدت dBSPL دقيقه بجوشانيد و در حين جوشيدن شير دائماً آنرا هم بزنيد و در اين صورت خطر ابتلا به بروسلوز كاهش مييابد ولي هرگز از بين نميرود پس بهترين توصيه آن است كه شير دام مشكوك به بروسلوز را دور بريزيد. منظور از دور ريختن شير اين نيست كه شير را در هر جايي مثل آبهاي جاري رودخانهها و جويبارها ريخت چون دامنة آلودگي ميكروب بروسلوز خيلي زياد است و متواند حتي دوزيستاني مثل قورباغه را نيز آلوده كند (1). بنابراين وقتي حيوانات و يا انسان از آبهاي آلوده شده مصرف كنند ممكن است به بيماري بروسلوز مبتلا شوند پس بهتر است كه شيردام مشكوك به بروسلوز را در چاه فاضلاب بريزيد.
از خوراندن جنين سقط شده و جفت گاو مشكوك به بروسلوز به سگهاي نگهبان و و سگهاي گله خودداري كنيد (1). چون خوردن اين مواد توسط سگ باعث بيمار شدن حيوان شده و سگهاي بيمار نيز ميكروب را از طريق ادارر، مدفوع و ساير ترشحات بدن خود دفع ميكنند و به اين ترتيب آلودگي محيط افزايش ميابد.
در مورد جنين سقط شده و جفت گاو و ترشحات زايماني بهترين راه همان سوزاندن كامل آنهاست.
ملايم بيماري در انسان :
دوره كمون (زماني كه ميكروب وارد بدن انسان شد. تا زمانيكه علائم بيماري آشكار ميشود) بيماري بروسلوز بسيار متغير است و گاهي تا 7 ماه نيز طول ميكنند ولي در اكثر تحقيقات انجام شده دوره كمون بيماري را 3-21 روز ذكر كردهاند. علائم بيماري در انسان بسيار متنوع و متغير است و به همين دليل به آن بيماري هزار چهره نيز گفته ميشود و حدود 50 تا 90 درصد از افراد مبتلا به بروسلوز تشخيص داده نميشوند (1).
بعلت تنوع زياد علائم بيماري تشخيص بيماري بروسلوز براي پزشكان مشكل است و در بسياري از موارد آنرا با بيماريهاي ديگر مثل آنفولانزا اشتباه ميگيرند (1).
بيماري تب مالت در انسان به 3 مشكل حاد، موضعي و مزمن بروز ميكند.
بروسلوز حاد :
شكل حاد بيماري معمولاً با علائم : تب، لرز، ضعف، بيقراري عمومي، ريزش عرق، سردرد، كمردرد، دردهاي عضلاني و مفصلي،ب ياشتقايي و كاهش وزن شروع ميشود و گاهي علائم ديگري مثل تهوع، استفراغ، اسهال، سرفه، سرگيجه، دلپيچيه، درد و جراحت گلو، خون دماغ و جوشهاي جلدي وجود دارد كه ممكن است با انواع مسموميتي اشتباه شوند.
معمولاً نيمي از موارد مبتلا به تب مالت با علائم حاد و شديد به پزشك مراجعه ميكنند.
بروسلوز موضعي :
بيماري بروسلوز موضعي ميتواند در هر محلي از بدن كه ميكروب در انجام قرار گيرد روي دهد ولي ضايعات استخواني، آبسه طحال، عفونت سيستم تناسلي- ادراري، بيماري ريوي و ناراحتيهاي قلبي شايعتر است، ضايعات استخواني معمولاً در مهرههاي كمر اتفاق ميافتد ميكروب در فضاي ديسكهاي بين مهرهاي جاي گرفته و هر دو مهره مجاور خود را درگير ميكند و باعث كمردرد شديد ميشود.
ضايعات قلبي شايعترين علت مرگ و مير بيماران مبتلا به بروسلوز است كه اغلب در مردان رخ ميدهد و بيشتر دريچههاي قلبي را درگير ميكند، شروع آن بيسروصدا بوده و باعث نارسايي قلب و تشكيل لخته در رگهاي قلب ميگردد. اين بيماري معمولاً به تعويض دريچههاي قلب و درمان آنتيبيوتيكي براي بهبودي نيازمند است.
بيماري تب مالت تأثيرات ويژهاي بر سيستم اعصاب مركزي دارد (1)، سردردهاي شديد افسردگي ذهني، عرق شبانه، اختلالات رگهاي خوني دستها و پاها مثل سياه شدن دست و پا، سردي و مرطوب بودن دستها و پاها به عنوان علائم تب مالت در سيستم اعصاب ذكر شدهاند (9).
بروسلوز مزمن :
بروسلوز مزمن را ميتوان به صورت بروسلوزي كه بيش از يك سال بطول ميانجامد تعريف نمود، شكل مزمن بروسلوز داراي تظاهرات مختلفي بوده و بيماراني را كه ناخوشي عود كنند. با يا بدون عفونت موضعي دارند و همچنين افرادي كه هيچگونه علامت واقعي (تب ندارند) و هيچ دليلي مبني بر بروسلوز حاد ندارند ذكر شود و شكايات بيمار يعني ضعف و كوفتگي بيشتر متناوب و دورهاي است.
پيشگيري در انسان :
كليد ريشهكني بروسلوز در انسان ريشهكني بروسلوز حيواني است كه اينكار را ميتوان به كمك واكسيناسيون دامها، كشتار دامهاي آلوده به بيماري پاستوريزه كردن شير و ساير محصولات دامي و پرهيز از تماس با بافتهاي بدن حيوان آلوده و محافظت در مقابل راههاي احتمالي ورود ميكروب در افراد در معرض خطر (مثل دامداران، دامپزشكان، كارگران كشتارگاهها و…) بهوسيله استفاده از دستكش و ديگر وسايل ايمني كاهش داد.
درمان تب مالت در انسان :
هميشه به ياد داشته باشيد كه پيشگيري بهتر از درمان است، به هر حال درمان تب مالت در انسان پس از آزمايشات ميكروبشناسي و سرمشناسي و تشخيص بيماري، با تجويز آنتيبيوتيك آغاز ميشود؛ روش درماني 2 گرم تتراسايكلين در روز بطريق خوراكي و به مدت سه هفته ميباشد/(1). در افرادي با موارد شديد بيماري تزريق داخل عضلاني يك گرم استرپتومايسين براي مدت دو هفته ضروري است.
در موراد شديد برخي از پزشكان درمانهاي وسيعتري را توصيه ميكنند، مثلاً وقتي فرد بيمار دردهاي عضلاني شديد دارد داروهاي مسكن درد براي او تجويز ميشود. در آخر به ياد داشته باشيد كه معالجة ناكافي و استفاده ناصحيح از داروهاي تجويز شده توسط پزشك باعث عود تب، برگشت بيماري يا پيشرفت بروسلوز مزمن خواهد شد (1).
منابع فارسي :
1- ذوقي، اسماعيل- بيماريهاي قابل انتقال بين انسان و حيوان، ناشر، شركت سهامي انتشار، صفحات 153-325.
2- فاطمي، سيد احمد- طب داخلي دامهاي بزرگ، ناشر: نوربخش، صفحات 32-96.
3- علوي شوشتري، مرتضي- توليد مثل و مامايي دامپزشكي جلد دوم، صفحات 899-910.
4- محمودزاده، عليرضا- توليد مثل در حيوانات مزرعهاي، جلد اول، صفحات 221-240.
منابع انگليسي :
5- Alton. G. G, Jones, L. M., and Pietz, D. E., Laboratory Techniques in Bracellosis, 2nd ed, World Health Organization, Genera, 1975.
6- Berman, D. T., The natural course of bovin brocellosis, in 3rd inter-Am congr. on Bracellosis, World Health Organizationa, Pan American Sanitary Bureau, Washington, D. C., 1995, 104.
7- Doley, T. M., Distribution of Bracella abortas in the body of carrier animals, J. Comp. Pathol. 48, 192, 1985.
8- MC Ewen, A. D., Driestly, F. W., and Faterson, J. D., Anestimate a saitable infective dose of Br. abartus for immunization test on cottle, J. Comp. pathol., 52, 116, 1993.
9- Neiland, K. A., Further observation on rangifering bracellosis in Alashan carnivores, J. Wild. Dis., 11, 45, 1975.
10- Roberts, J. P. MC Diarmid, A. and Gleed, P., the present of ergtrol in the fetal fluids of fallow deer (Dama dama), Ros. Vet. 8ci., 20. 254, 1976.
11- Swenson, R. M., Carmichael, L. E., and Candy, K. R., Haman infection with Brucella canis Ann. inter-Med., 16, 435, 1972.
12- Thomsen, A., Experimental studies on the incubation period of infectious abortion in cattle, Br. Vet. J., 106, 41, 1995.
موفقیتی دیگر
بنام خدا
تولد نخستین بزغاله تراریخته در خاورمیانه را به دانشمندان و دامپزشکان سرافراز ایرانی تبریک گفته و امیدواریم این موفقیتها همچنان پایدار باشند.
هفته سلامت
بنام خدا
با عرض تبریک هفته سلامت به کلیه تلاشگران این عرصه
امروزه با توسعه و گسترش نظام های اجتماعی و افزایش تراکم در شهرها، اگرچه دیگر آثاری از اپیدمیهایی از قبیل طاعون، سل و ... دیده نمی شود اما اینگونه بیماریها همچنان بعنوان یک تهدید مطرح هستند. تأیید این ادعا بیماری آنفلوانزای فوق حاد پرندگان است. و نیز بسیاری از بیماریهای نوپدید و اپیدمیهایی که هر از چند گاهی نمود پیدا می کنند مانند بیماری سارس که در جنوب شرق آسیا به یکباره و بدون هرگونه پیش درآمدی به وقوع پیوست. بیماری ایدز، انواع سرطانها که حاصل پیشرفت صنایع و تولید آلودگیهای زیست محیطی هستند.
بلایای طبیعی نیز از جمله ریسکهایی هستند که جوامع را تهدید می کنند. هنوز خاطرات تلخ زلزله های رودبار،اردبیل، دینور را فراموش نکرده بودیم که با زلزله بم روبرو شدیم. هنوز هم راجع به تسونامی در جنوب شرق آسیا ساعتها بحث می شود. هنوز طوفان کاترینا به فراموشی سپرده نشده.
آنچه در بالا گفته شده پیش در امدی بر این نکته بود که توسعه نظامهای بهداشتی در تمام سطوح لازم هستند و انچه که از همه مهمتر است حفظ آمادگی و افزایش سطح دفاعی در مقابل بیماریها و حوادث و بلایای طبیعی است. در کشور ما ارگانها و نهادهای گوناگونی متصدی و مجری بهداشت هستند که از جمله مهمترین آنها سازمان دامپزشکی کشور است. که از آغاز فعالیت خود با شعار دام سالم، غذای سالم، انسان سالم موجدیت خود را اعلام نموده است و همچنان به عنوان یکی از مولفه های بزرگ توسعه بهداشتی در ایران مطرح است. همگان بر این نکته که ایران از بیماری طاعون گاوی پاک است میبالیم و این امر حاصل نشد مگر با تلاشهای شبانه روزی رده های مختلف سازمان دامپزشکی.
امروزه ایران به عنوان یکی از کشورهای مطرح در تولید و تهیه واکسنهای گوناگون جایگاه خاصی در جهان دارا است و این حاصل تلاش تلاشگران و دانشمندان این عرصه بوده است. همگان از تولد رویانا احساس شادی و غرور نمودیم و ... .
بله آنچه که در زمینه های بهداشتی و در سیاستهای نظام سلامت مورد تأکید بوده و هست اولویت پیشگیری بر درمان در مواجهه با بیماریها است. چه سازمان دامپزشکی با نظارت کامل بر سلامت غذایی و نیز مبارزه همه جانبه با بیماریهای مشترک بعنوان اولین سد بهداشتی در جامعه انجام وظیفه می نماید و در پیشبرد اهدافش همیشه اصل را بر پیشگیری از وقوع قرار داده و کارنامه سالیان گذشته نیز بیانگر این ادعا است. چرا که بعنوان مثال در حالیکه در سالهای گذشته بیماری آنفلوانزای پرندگان در کشورهای همسایه بعنوان یک تهدید مطرح شد که خوشبختانه در کشور ما با تلاش و آمادگی شبانه روزی نیروهای مومن، متعهد و متخصص دامپزشکی بیماری را در پشت مرزهای کشور از زانو درآوردیم. و امروز می توانیم بر خود ببالیم. باشد که در پناه الطاف الهی این تلاشگران همیشه آمادگی و انسجام خود را حفظ نمایند تا روزی کشور عزیزمان عاری از هرگونه بیماری شود.
تبریک
بنام خدا
ضمن عرض تبریک سال جدید، وبلاگ دامپزشکی کنگاور را با این مطلب شروع می کنیم. امیدواریم در پناه لطف حق در امر اطلاع رسانی فعالیتهای دامپزشکی به همشهریان موفق باشیم و در این راه از خداوند منان طلب یاری می نماییم.


